تبليغاتX
معاونت آموزش و نو آوری
مدیریت آموزش وپرورش شهرستان کاشان

اَلکَلِمةُ مِنَ الحِکمَةِ یَسمَعُها  الرَّجُلُ فَیَقُولُ أَو یَعمَلُ بِها، خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَنَةٍ

گفتار حکیمانه ای که انسان بشنود  آن را برای دیگران بازگو کند یا خود بدان عمل کند از عبادت یک سال بهتر است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 12:15  توسط غلامحسین ناصح | 

مردی با اصرار بسیار از رسول اكرم ( ص ) یك جمله به عنوان اندرز

خواست .رسول اكرم ( ص ) به او فرمودند :

« اگر بگویم بكار می بندی ؟

- « بلی یا رسول الله ! »
- « اگر بگویم بكار می بندی ؟ »

- « بلی یا رسول الله »
- « اگر بگویم بكار می بندی ؟ »
- « بلی یا رسول الله ؟ »


رسول اكرم بعد از اینكه سه بار از او قول گرفتند و او را متوجّه

اهمیّت مطلبی كه می خواهد بگوید، كرد ، به او فرمودند :

«
هر گاه تصمیم بكاری گرفتی ، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن كار

فكر كن و بیندیش ، اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است آن را

دنبال كن و اگر عاقبتش
گمراهی و تباهی است، از تصمیم خود

صرف نظر كن .» 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:54  توسط غلامحسین ناصح | 

پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزي از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد:

- كسي كه در نهادش اعتماد نبيني.    

- كسي كه در سرشتـش كرم نيابي.

- كسي كه در آفرينشـش استـواري نبيني.

- كسي كه در نفسش نجابت نيابي.

- كسي كه از خدايش ترسناك نباشد.    (( امام رضا ع  ))

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:46  توسط غلامحسین ناصح | 

 

نويسنده : شاه‌جهاني، مرضيه

منبع : روزنامه همشهري،‌ دوشنبه 16 خرداد 1384، سال سيزدهم، شماره 3715 ، صفحه 11.


برنامه‌ريزي آموزشي، برنامه‌ريزي درسي و طراحي آموزشي از مفاهيم عمده در ادبيات آموزشي است. آنچه در پي مي‌آيد مروري دوباره برتعاريف اين سه مفهوم و چگونگي تعامل آنها با يكديگر است.

از آنجا كه برنامه‌ريزي، راه و روشي براي هدايت منظم فعاليت‌هاي انساني براي اهداف و مقاصد مشخصي است و به تعبيري ديگر نقشه راه براي رسيدن به مقصود و جهت‌گيري منطقي براي فعاليت‌هاست منطقاًَ لازم است از نيازها و انتظارات، شرايط و امكانات، منابع و تجهيزات و همچنين موانع و محدوديت‌ها اطلاعات جامع و دقيقي جمع‌آوري كنيم و براي تحقق اهداف مورد نظر، مناسب‌‌‌ترين و مؤثرترين راهبردها را پيش‌بيني و توصيه نماييم.

برنامه‌ريزي آموزشي كه طبعاً به برنامه‌ريزي در حيطه آموزش و پرورش مي‌پردازد، موضوعات اساسي چون هدف‌هاي غايي و كلي با توجه به فلسفه آموزش و پرورش، نيازها، امكانات، منابع و محدوديت‌ها و موانع و همچنين راهبردهاي لازم براي رفع نيازها را دارد. تعريف يونسكو از برنامه‌ريزي آموزشي، عبارت از برداشت علمي و منطقي براي حل مسائل آموزشي است. از اين تعريف نتيجه مي‌گيريم كه برنامه‌ريزي آموزشي، فرايندي است مستمر كه به صورت مجموعه‌اي متشكل و كلي، مجموعه خواسته‌ها و انتظارات و مسائل آموزش و پرورش يك كشور را براساس تدبيري راهبردي و عملي هدايت مي‌كند. درون‌داد اين فرايند، شامل كليه نيازها اعم از نياز فردي و اجتماعي، اولويت‌ها، اهداف و مقاصد براساس سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي مورد نظر، امكانات لازم اعم از مالي و مادي و انساني، اطلاعات و دانش كمك‌دهنده وسايل و ابزارهاي لازم براي تحقق هدف‌هاست.

فرايند اين كل، خود، مجموعه‌اي از اعمال، فعاليت‌ها، كوشش‌ها و تلاش‌ها در قالب برنامه‌ها، طرح، راهبردها، فنون و تجارب متفاوت و متنوع است و بالاخره برون‌داد اين فرايند صلاحيت‌ها، توانايي‌ها و انتظارات مورد نظر در نظام كلي آموزش و پرورش است. بديهي است كه برنامه‌ريزي آموزشي، خود داراي سطوح گوناگوني است كه ممكن است از سطح بسيار كلي مجموعه نظام آموزش و پرورش كشور تا سطح بسيار خرد مانند مدرسه را تحت پوشش خود قرار دهد. برنامه‌هاي بلندمدت و ميان‌مدت و يا كوتاه‌مدت، سطوح ديگري از اين نظام را در بعد زمان نشان مي‌دهد. هر گونه دانش و اطلاعات، نظريه، راهكار و يا راهبردهاي مشخص در اين چارچوب، ممكن است به روشن‌تر شدن مسائل اين حيطه از نظام آموزش و پرورش كمك كند و وسيله و راهنمايي براي اصلاح، رشد و افزايش كيفي فعاليت‌ها در اين زمينه قرار گيرد.

از طرف ديگر، حيطه كار برنامه‌ريزي در تهيه و تدوين محتواي آموزشي براي فراهم‌ آوردن زمينه و امكانات لازم براي برآورده شدن انتظارات آموزشي، يا برون‌داده‌هاي نظام برنامه‌ريزي آموزشي است. از طريق مجموعه فعاليت‌هاي هدفدار و مبتني بر نياز و متكي بر روش‌هاي مناسب است كه مي‌توان به نظريات و نقشه مشخص شده در برنامه‌ آموزشي (طي فرايند برنامه‌ريزي آموزشي) جامه عمل پوشاند. اين مجموعه فعاليت‌هاي هدفدار و نظام‌مند و روش‌مدار، خود، طي يك فرايند منطقي و منظم علمي، چارچوب محتواي آموزش در سطح برنامه‌هاي خرد و كلان آموزشي را طرح‌ريزي مي‌كند و چگونگي سازمان‌بندي محتوا را براي تحقق اهداف مشخص تعيين مي‌كند. بديهي است كه برنامه‌ريزي درسي در سطح كلان (يعني دوره‌ها و پايه‌هاي تحصيلي) تا سطح خرد (يعني يك ماده درسي خاص) نيز داراي چنين چارچوبي است. در اين حيطه، برنامه‌هاي درسي ويژه براي قشر خاصي از مخاطبان آموزشي، در هر دو سطح خرد و كلان ممكن است موضوعات مورد توجه باشند. مرور نظريه‌هاي برنامه‌ريزي درسي به ويژه نظريه‌هاي جديدتر و كاراتر، راهكارها و شيوه‌هاي اعمال نظريه‌ها در محيط‌هاي واقعي آموزش يعني مدارس و كلاس‌هاي درس، عوامل تشكيل‌دهنده محتوا، بحث تعادل روش و محتوا در برنامه‌هاي درسي، راهنماي تهيه و تدوين و يا تأليف محتواي آموزش در هر سطح، از طريق تهيه كتابهاي درسي و كمك درسي، نقش روش‌هاي ياددهي- يادگيري در تحقق اهداف، برنامه‌ها و به ويژه جايگاه و تأثير ارزشيابي در همان راستا، زمينه‌هاي عمده و مورد نظري است كه انتظار مي‌رود براي بحث و تبادل نظر و نقد و بررسي، با پيشنهادهاي مفيد و مؤثر فرهيختگان،‌ كارشناسان و صاحبان علم و انديشه مورد توجه قرار گيرد.

موضوع سوم در اين ارتباط طراحي آموزشي است كه جايگاه خود را با انتخاب يا ابداع روش‌ها و گزينش يا تهيه و تدوين محتوا در هر يك از شرايط خاص (سطوح گوناگون برنامه) با هدف كمك به افزايش درجه تحقق هدف‌ها و نيل به نتايج مثبت يادگيري مشخص مي‌كند. از آنجا كه از طريق طراحي آموزشي مناسب به بهترين وجه مي‌توان بر حصول نتايج مورد انتظار در برنامه اميدوار شد و به تحقق مقاصد و اهداف آموزش دل بست، هرگونه دانش و اطلاعات در زمينه چگونگي شكل‌گيري برنامه‌هاي كلان و يا برنامه‌هاي خرد با ارائه شيوه‌هاي اجرايي و عملي قابليت اعمال دارد. بررسي درجه مفيد بودن يا كارايي الگوهاي متفاوت طراحي آموزشي و درسي، مقايسه تطبيق ساختار و سازمان‌بندي الگوها، روش‌هاي طراحي و نيز شيوه‌هاي نقد و بررسي الگوها و ارائه هرگونه نظريه ابتكاري و نو از موضوعات ضروري و داراي اهميت در اين زمينه است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 13:43  توسط غلامحسین ناصح | 

مدرسه یک موجود زنده است، موجودی که متولد می شود، تغذیه
می کند، حرکت می کند، رشد می کند، هدف دارد و تکامل می یابد.

اعضا و جوارح این موجود زنده عبارت اند از :

دانش آموزان، معلمان، مربیان، اداره کنندگان و در مفهوم نوین و تکامل یافته اش، پدران و مادران این اعضا با هم پیوندها و ارتباط های بنیانی و اساسی( ارگانیک) دارند و باز ، می دانی که مدرسه یک موجود زنده ی پیچیده است؟ ترکیبی از مجموعه ها و زیرمجموعه های گوناگون، پراز کنش ها و واکنش هایی که هرگز
نمی توان آن را در چهارچوب یک ارگان یا سازمان«بسته» که فعالیت های درونی و بیرونی محدود و محقّر دارد، محصور کرد. در مدیریت و رهبری این موجود پر رمز و راز، ناگزیر باید از خود شهامت ها بی نشان دار تا بتوان مدرسه را با دنیایی «باز» و «دیگر پذیر»، خلاقیت ها، سازندگی ها، نوخواهی و نوجویی های نهفته در فطرتش آشنا کرد و این داشتن دنیای باز نیاز به داشتن شوق به تغییر است.

تغییر کردن ، یعنی « انتخاب و میل به تحول»

بعضی از افراد در باتلاق نگرش خود گرفتار می شوند، ولی باید دانست که نگرش همیشگی و ثابت نیست اگر از نگرش کنونی خود راضی نیستند، می توانید آن را عوض کنید. اگر کسی را سرپرستی و رهبری می کنید که نگرش مثبت ندارد می توانید در تغییر نگرش به او کمک کنید. هر انسانی می تواند به فردی سازنده و خوش بین بدل شود به شرطی که از صمیم قلب خواستار این تحول باشد. « هر تغییر موجب بهبود نمی شود، اما هر بهبودی نیاز به تغییر دارد» پس برای بهبود زندگی، چه تغییری را باید ایجاد کرد ؟

تغییر هدفمند، تغییری که با شناخت و آگاهی، با ابزار مناسب و مرتبط و با برنامه صورت پذیرد. به طور حتم هر بهبودی که حاصل می شود همراه با تغییر بوده است .

.

 

مدیرانی موفق هستند که وضع موجودشان را بررسی می کنند. اهداف و نتایج مورد انتظارشان را معلوم کرده و آنگاه با تجزیه و تحلیل وضع موجود و تشخیص مساله، تغییر را آغاز می کنند و به اصطلاح، با برنامه حرکت
می کنند .  داشتن برنامه نیاز به مجموعه ای از خط مشی های کلی وارد که راه رسیدن به هدف نهایی را مشخص می کند و این معلمان« استراتژی » یا « راهبرد» است که مسیر تا نیل به اهداف معین، هدایت می کند. اگر مدیری صاحب استراتژی شد، کارها را محکم و متقن پی می گیرد و دچار نوسان و تزلزل نمی شود و اسیر هیجانات ووسوسه ها نمی گردد. کارش را می شناسد و می داند کجا هست و به کجا و چگونه می خواهد برود. بنابراین مصمم و مطمئن است .
                 من و شما از کدامین هستیم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 12:33  توسط غلامحسین ناصح | 

 

چكيده

ضرورت آموزش به صورت يك امر طبيعي درآمده است. پيشرفت و توسعه سازمانها و موسسات درگرو ارتقاي سطح دانش، مهارت، رفتار و بينش منابع انساني است. برهمين اساس، اكثر سازمانها دوره هاي آموزش موجود در داخل يا خارج از كشور براي كاركنان خود برگزار مي‌كنند و اجراي هر دوره متضمن سرمايه گذاري هنگفت است لذا آگاهي از ميزان اثربخشي دوره هاي آموزشي و بازدهي حاصل از آنها براي مديران بسيار بااهميت است.
ارزشيابي يكي از مهمترين مراحل برنامه ريزي آموزشي است كه انجام صحيح آن اطلاعات بسيار مفيدي را درباره چگونگي طرح ريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي دراختيار مي گذارد و مبناي مفيدي جهت ارزيابي عملكرد آموزشي مراكز آموزشي به دست مي دهد.
اگر اهداف را به صورت وضع مطلوب سازمان در آينده تعريف كنيم، اثربخشي سازمان عبارت است از درجه يا ميزاني كه سازمانها به هدفهاي موردنظر خود نائل مي آيند (ريچارد دفت، 1377)
پيتر دراكر صاحبنظر به نام مديريت، اثربخشي را انجام كار درست تعريف كرده است. تعاريف ديگري همچون اصلاح رويه هاي مديريت، كسب موفقيت، توليد ايده هاي جديد، تقويت ارزشهاي سازماني، تفكرگروهي، مشاركت و مواردي از اين قبيل از جمله تعابيري هستند كه در مديريت معادل با اثربخشي به كار مي روند (سلطاني، 1380).
تعابيري كه باتوجه به مفاهيم بالا مي توان براي اثربخشي آموزشي ابراز داشت عبارتند از:
!تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي؛
! تعيين نتايج قابل مشاهده از كارآموزان در آموزشهاي اجراشده؛
! تعيين ميزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازماني آنها؛
! تعيين ميزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است؛
! تعيين ميزان توانايي ايجادشده در اثر آموزشها براي دستيابي به اهداف؛
! تعيين ميزان ارزش افزوده آموزشي؛
! تعيين ميزان بهبود شاخصهاي موفقيت كسب و كار.

مقدمه
مفهوم اثربخشي در مديريت با تغيير ميزان موفقيت نتايج حاصل از كار بايد مهمترين هدف مدير باشد. بازدهي كار يك مدير نيز بايد ازطريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها يعني موفقيتهاي كاري او، نه مجموعه كارهايي كه به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه مدير از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و به صورت بازده كار ارائه مي كند. تعريف اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي و نتايج كاري است كه به او محول شده است.
درمورد مفهوم اثربخشي آموزش تعريف جامع و مشخصي وجود ندارد زيرا فرايند دستيابي به آن، كار دشواري است. ارزيابي اثربخشي آموزش يعني اينكه تاحدودي تعيين كنيم آموزشهاي انجام شده تاچه حد به ايجاد مهارتهاي موردنياز سازمان به صورت عملي و كاربردي منجر شده است. ارزيابي اثربخشي آموزش يعني:
تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي، تعيين نتايج قابل مشاهده از كارآموزان در اثر آموزشهاي اجراشده، تعيين ميزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازماني، تعيين ميزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است، تعيين ميزان تواناييهاي ايجادشده در اثر آموزشها براي دستيابي به هدفها.
باتوجه به مباحث بالا بايد گفت كه اثربخشي آموزش ازطريق بررسي كارايي درون و بروني نظام آموزش سازماني تعيين مي گردد. يعني اگر بتوانيم كارايي دروني و بروني سيستم آموزش سازمانها را اصلاح كنيم تقريبا اثربخشي آموزش تضمين مي شود (ايرج سلطاني، تدبير).

ارزشيابي
ارزشيابي در لغت به مفهوم يافتن ارزشهاست، درواقع ارزشيابي قسمتي از فرايند بقاي انسان است به ترتيبي كه پيوسته درصدد ارزشيابي اعمال و تجربه هايي است تا عملكرد آينده، رضايت بيشتري را به دست آورد.
ارزشيابي فرايندي پيچيده است كه در جستجوي عوامل مربوط به عملكرد و اثربخشي يك طرح يا پروژه مي پردازد تا انجام پذيري آن را تشخيص داده، راه حلهايي براي مشكلات اجرايي بيابد و پروژه ها و طرحهاي مفيدتري براي آينده طراحي كند. (درآمدي بر ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي و ترويجي، 1373)
در ارزيابي نظامهاي آموزشي معمولا مفاهيم كيفيت، كارايي و اثربخشي موردتوجه قرار مي گيرد. كيفيت با كارايي و اثربخشي رابطه مستقيم دارد. كيفيت نظام آموزشي عبارت است از ميزان تطابق وضعيت موجود با هريك از حالتهاي زير:
1 – استانداردها (معيارهاي ازقبل تعيين شده)؛
2 – رسالت، هدف و انتظارات (CRAFT, 1994).
كيفيت نظام آموزشي را مي توان برمبناي هريك از عناصر (عوامل تشكيل دهنده) نظام آموزشي ارزيابي كرد.
عناصر آموزشي عبارتنداز:
! درونداد؛
! فرايند؛
! محصول؛
! برونداد و پيامد.
براساس عناصر نظام آموزشي مي توان كيفيت را به شرح زير مطرح ساخت.
! كيفيت دروندادها: عبارت است از ميزان تطابق دروندادهاي نظام (ويژگيهاي رفتار ورودي يادگيرندگان، قابليتهاي مدرسان، برنامه درسي و غيره) با استانداردهاي ازقبل تعيين شده و هدفها (انتظارات).
! كيفيت فرايند: عبارت است از ميزان رضايت بخشي فرايندهاي ياددهي – يادگيري و ساير فرايندها (ساختي، سازماني و فرايند پشتيباني).
! كيفيت محصول: عبارت است از اينكه تاچه اندازه بروندادهاي واسطه اي نظام (نتايج امتحانات نيمسال تحصيلي، ارتقاي از يك دوره به دوره بالاتر و...) رضايت بخش هستند. به عبارت ديگر، ميزان رضايت بخشي هريك از بروندادهاي واسطه اي مي تواند نمايانگر كيفيت نظام آموزشي باشد.
! كيفيت بروندادها: عبارت است از اينكه تاچه اندازه نتايج نظام آموزشي (دانش آموختگان، نتايج پژوهشها و آثار علمي ديگر، خدمات تخصصي عرضه شده) در مقايسه با استانداردهاي ازقبل تعيين شده يا اهداف و انتظارات رضايت بخش هستند.
! كيفيت پيامدها: عبارت است از اينكه وضعيت اشتغال به كار و يا پيامد آموخته ها در شغل افراد (از ديدگاه خود و جامعه استفاده‌كننده از خدمات آنان) رضايت بخش است. (بازرگان، 1380)

فرايند ارزشيابي
ارزشيابي فرايندي براي قضاوت درباره شايستگي يا ارزش چيزي به حساب مي آيد.
هدف اصلي از ارزشيابي حرفه اي، توليد اطلاعاتي است كه مي تواند در طرح ريزي و اجراي برنامه ها براي بالابردن كيفيت زندگي مورداستفاده قرار گيرد. ارزشيابي ممكن است در اشكال مختلف نظير: ارزيابي نيازمنديها، ارزشيابي فراگيران، ارزشيابي كاركنان، ارزيابي اثربخشي، تحليل هزينه ها و سودمندي و ديگر انواع آن صورت گيرد. ارزشيابي مطالعه اي است كه براي كمك به مخاطبان، درجهت قضاوت و بهبود ارزش بعضي از اهداف تربيتي، طراحي و هدايت شده است.
براساس عناصر نظام آموزشي مي توان ارزيابي را به شرح زير مطرح كرد:
! ارزيابي عوامل درونداد: درميان عوامل درونداد نظام آموزشي 3 عامل از جمله مهمترين عوامل منظور مي شود: يادگيرنده – مدرس – برنامه درسي.
! ارزيابي فرايند: در نظام آموزشي مي توان 3 دسته فرايند را موردنظر قرار داد:
فرايند ساختي – سازماني، فرايند ياددهي – يادگيري، فرايند پشتيباني – برقراري امور.
! ارزيابي بروندادها و پيامدها: ازجمله جنبه هاي ديگري كه براي فراهم آوردن كيفيت در نظام آموزشي بايد ارزيابي شود، برونداد واسطه اي، برونداد نهايي و پيامدهاست.
! ارزيابي اثربخشي: منظور از ارزيابي كارايي آموزشي قضاوت درباره آن است كه براي سطح مطلوب برونداد (دانش آموخته، آثار علمي، خدمات تخصصي)، چه حداقلي از درونداد (ويژگيهاي يادگيرنده، ويژگيهاي معلم، بودجه و غيره) و فرايند (ياددهي، يادگيري و غيره) كفايت مي كند. به عبارتي، منظور از كارايي آموزشي آن است كه براي سطح معيني از عوامل درونداد، برونداد آموزشي به حداكثر رسانده شود.

اثربخشي
در ادبيات مديريت، اثربخشي را انجام كارهاي درست و كارايي را انجام درست كارها تعريف كرده اند. مفهوم اثربخشي در درون مفهوم كارايي جا دارد، البته اثربخشي لزوما در چارچوب برنامه خاصي كه تحت ارزشيابي است بايد تعريف شود. منظور از اثربخشي (EFFECTIVENESS) درواقع بررسي ميزان موثربودن اقدامات انجام شده براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده است. به عبارتي ساده تر در يك مطالعه اثربخشي، ميزان تحقق اهداف اندازه گيري مي شود. اما به نظر مي رسد براي تعريف مفهوم اثربخشي مي‌بايست گامي فراتر نهاد، به اين معنا كه اثربخشي هنگامي در يك دوره آموزش حاصل خواهد شد كه اولا نيازهاي آموزشي به روشني تشخيص داده شود. ثانيا برنامه مناسبي براي برطرف ساختن نيازها طراحي شود. ثالثا برنامه طراحي شده به درستي اجرا گردد و رابعا ارزيابي مناسبي از فرايند آموزش و درنهايت دستيابي به اهداف انجام شود.
نكته مهم و اساسي درمورد اثربخشي آموزشي آن است كه قبل از آنكه درصدد بررسي نحوه اندازه گيري اهداف باشيم، مي بايست درپي انجام صحيح فرايند آموزش و اطمينان از تحقق آن در هر مرحله از اين فرايند باشيم. با مطالعه تاريخچه كيفيت درمي يابيم كه در گذشته اي نه چندان دور، توليدكنندگان براي اطمينان از كيفيت به بازرسي محصول نهايي توجه داشتند و درواقع بازرسي زماني انجام مي شد كه محصول توليدشده بود و فرصتي براي رفع خطاهاي احتمالي وجود نداشت درحالي كه با طرح موضوع تضمين كيفيت بحث ايجاد كيفيت و اطمينان از وجود آن طي مراحل مختلف توليد مطرح گرديد.
درمورد اثربخشي آموزشي نيز دقيقا وضع به همين گونه است. بدين معنا كه اندازه گيري اثربخشي به صورت مطلق و در پايان يك دوره آموزشي رويكرد كاملي نيست. اثربخشي و كيفيت آموزش، مي بايست در طول فرايند آموزش ايجاد و تضمين گردد و در پايان اين فرايند براي اطمينان از صحت اقدامات و تحقق اهداف موردبررسي و اندازه گيري قرار گيرد.

هدف و ضرورت اثربخشي
باتوجه به گسترش برنامه ها و مراكز آموزشي وزارت نيرو كه مستلزم صرف منابع انساني، مالي و مادي فراواني است كه تامين اين منابع موجب حساسيت بيشتر مديران و شركت كنندگان در دوره ها نسبت به آموزش شده است. بررسي ميزان اثربخشي دوره ها و ارائه بازخورد اطلاعاتي به افراد پاسخي منطقي به اين حساسيت است.
يك نمونه از روشها و ابزار ارزيابي اثربخشي عبارت است از:
پرسشهاي ارزيابي اثربخشي: هدف ارزيابي اثربخشي در راستاي پاسخ به پرسشهاي زير است:
! آيا حضور در دوره هاي آموزشي و ارتقاي دانش شركت كنندگان، موثر بوده است؟
! آيا ارتقاي دانش شركت كنندگان در دوره هاي آموزشي، در طول زمان پايدار بوده است؟
! آيا شركت در دوره هاي آموزشي در دوره هاي آموزشي در ارتقاي سطح مهارت شغلي يا انجام وظايف محوله موثر بوده است؟
! آيا ارتقاي مهارت شغلي شركت كنندگان در دوره هاي آموزشي در طول زمان پايدار بوده است؟
! اجراي دوره هاي آموزشي علمي – كاربردي تا چه ميزان در تحقق اهداف آموزشي فوق بوده است؟
! آيا دوره هاي آموزشي نياز شركت كنندگان را تامين كرده است؟
! آيا شركت كنندگان در دوره ها از امكانات و نحوه برگزاري دوره هاي آموزشي رضايت دارند؟
مثالهاي زير در ارتباط با مفاهيم اثربخشي استادان و برنامه درسي در طراحي پرسشها و پرسشنامه هاي مربوطه مي توان مورداستفاده قرار گيرد:
مثال 1: معلم كارامد و موثر: الف: دانش درباره موضوع درسي: آيا معلم دانش و معلومات موردنياز را دارا است؟
ب: سازماندهي و وضوح ارائه مطالب در گروه: آيا مطالب معلم سازمان يافته است؟
آيا راهبردهاي تدريس آگاهانه مورداستفاده قرار مي گيرد؟ آيا نكات مهم به صورت خلاصه ارائه مي شود؟
ج: تعامل بين معلم و شاگرد: آيا در كلاسهاي درس بحث صورت مي گيرد؟ آيا همه حاضران به پرسيدن پرسشهاي خود تشويق مي‌شوند؟
د: سطح علاقه و هيجان: آيا معلم نسبت به امر تدريس علاقه نشان مي دهد؟ آيا معلم به فراگيران احترام قائل مي شود؟
ه: استفاده از مواد آموزشي: آيا مواد آموزشي مورداستفاده قرار مي گيرد؟
و: پيشرفت فراگيران: آموزشهاي فراگيران تاچه حدي است؟ چه نوع آموزشي مي بينند؟
ز: دادن بازخورد به فراگيران درمورد پيشرفت آنان: آيا معلم صادقانه و درعين حال با ظرافت فراگيران را از چگونگي پيشرفت خود مطلع مي كند؟
ط: كمك به انتقال آموخته ها به خارج از كلاس: آيا معلم امر انتقال آموخته هاي كلاس را به خارج از كلاس تسهيل مي كند؟ آيا در كلاس، طرح ايجاد درآمد ارائه مي شود.
مثال 2: ارزشيابي اثربخشي برنامه درسي: براي رسيدن به اجزاي زير، اثربخشي برنامه درسي را مي توان تحليل مفهومي كرد:
1 – مناسبت عمومي (برنامه درسي)؛ 2 – استانداردها؛ 3 – عملي بودن؛ 4 – كيفيت؛ 5 – امكانات داخلي جهت تشخيص اشتباهات؛ 6- سودمندي؛ 7 – كفايت؛ 8 – ارتباط؛ 9 – پاسخ به نيازهاي فراگيران؛ 10 – ثبات محتوا و روش؛ 11 – ثبات دروني؛ 12 – وضوح و روشني؛ 13 – مناسب بودن اهداف برنامه؛ 14 – تازگي و به روز بودن؛ 15 – توازن؛ 16 – اجتناب از بروز اختلال در امر تدريس ازطريق پيش بيني مشكلاتي كه فراگيران با آن مواجه مي شوند. (ترجمه دكتر خدايار ابيلي، 1375)

نتيجه گيري
همان طور كه مي دانيم جامعه روز به روز درحال تغيير است و حركت در راستاي اين تغييرات كاري پرزحمت و كمي مشكل. بيشتر سازمانها به دنبال راه حلي براي حل اين مشكل هستند. راه حلي كه توسط بيشتر صاحبنظران عنوان شده، آموزش و بهسازي منابع انساني است. در همين راستا بيشتر سازمانها اقدام به برگزاري دوره هاي آموزشي در سطح سازمان خود كرده اند. در گام بعدي به منظور حصول اطمينان ازاجراي درست اين دوره ها، اقدام به ارزشيابي دوره هاي آموزشي كرده اند كه مقوله ارزيابي اثربخشي هم مربوط به همين گام است.
به طوركلي در اثربخشي توجه به نكات زير ضروري است:
! توجه به ماهيت ارزشيابي و اثربخشي؛
! جايگاه اثربخشي در برنامه درسي و... .
ارزشيابي اثربخشي (تحقق يافتن هدفها) به منظور تصميم گيريهاي مربوط به ادامه، قطع، تعديل يا گسترش برنامه است.

منابع ومأخذ
1 – ارزشيابي آموزشي: مفاهيم، الگوها و فرايند عملياتي/ عباس بازرگان، تهران: انتشارات سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1380.
2 – ارزشيابي طرحها و برنامه هاي آموزشي براي توسعه، اچ.اس.بولا، ترجمه دكتر خدايار ابيلي، انتشارات موسسه بين المللي روشهاي آموزش بزرگسالان، 1375.
3 – درآمدي بر ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي – ترويجي، معاونت ترويج و مشاركت مردمي، تابستان 73.
4 – http://peidaie.persioanblog.com
5 – ايرج، سلطاني، اثربخشي آموزش در سازمانهاي صنعتي و توليدي، مجله تدبير،
6 – ناصر، پورصادق، رويكردهاي ارزشيابي اثربخشي آموزش، مجله تدبير،

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 10:56  توسط غلامحسین ناصح | 

هر مدير آموزشگاه نسبت به امكانات و شرايط خاص آموزشگاه خود برنامه‌هايي را براي طول سال در نظر مي‌گيرد كه انتظار دارد با اجراي اين برنامه‌ها تغييرات مثبتي را در شرايط پرورشي و يا آموزشي يا فيزيكي مدرسه خود ايجاد كند. مجموعه اين اقدامات را برنامه سالانه مي‌گوييم.

ب) اغلب مواقع برنامه‌هاي سالانه مدارس ذهني هستند يعني مستند نيستند.

ج) مطابق بند پنج آيين‌نامه اجرايي مدارس تهيه برنامه سالانه الزامي است و از وظايف مدير به شمار مي‌رود.

ماده 5 آيين‌نامه اجرايي مدارس:

مدير مدرسه موظف است با مشاركت كاركنان مدرسه و اولياي دانش‌آموزان برنامه سالانه خود را در ابعاد مختلف با رعايت ضوابط آموزش و پرورش تنظيم و به تصويب شوراي مدرسه برساند.

د) تعدادي از مديران سهواً برنامه سالانه را با تقويم اجرايي يكي مي‌دانند در صورتيكه اين دو مورد با هم متفاوتند.

 

      تفاوت تقويم اجرايي و برنامه سالانه

 

تقويم اجرايي شامل فعاليت‌هاي منظمي است كه در همه‌ي مدارس همسان به طور يكسان اجرا مي‌شود.

مثال فعاليت براي تقويم اجرايي:

مراسم بازگشايي ـ آزمون ورودي ـ مسابقات ـ مناسبت‌ها ـ انتخابات ـ انجمن اوليا و مربيان و مراسم روز دانش‌آموز و ... كه همه در تاريخ‌هاي خاصي انجام مي‌شود. تهيه تقويم اجرايي نيز براي مديران ضروري است.

کسی که از گفتن « نمی دانم» روی گردان است، به هلاکت و نابودی می رسد

برنامه شامل شامل فعاليت‌هايي است كه مديران براي تغيير يك يا چند شاخص پرورشي، آموزشي و يا عمراني با توجه به امكانات مدرسه، پيش‌بيني و با تصويب شوراي مدرسه اجرا مي‌كند.

نمونه‌اي از فعاليت‌ها به عنوان برنامه سالانه

 

1ـ كلاس تقويتي براي دروس عربي 1 و شيمي دو

2ـ كلاس‌هاي فوق برنامه براي درس زبان

3ـ كلاس‌هاي آمادگي المپياد رياضي

4ـ كلاس‌هاي آمادگي براي مسابقات آزمايشگاهي.

5ـ بازديد كلاس‌هاي پايه اول از روستاي كندوان تبريز.

6ـ اردوي تشويقي زيارتي مشهد براي دانش‌آموزان كلاس دوم انساني 3

7ـ تشويق معلماني كه در افزايش درصد قبولي مدرسه فعاليت مثبت داشته‌اند.

8ـ تشويق دانش‌آموزان در محورهاي نماز، پيشرفت درسي، حفظ قرآن، قرائت قرآن.

9ـ تشكيل مجامع يا جلسات علمي، فرهنگي هنري

10ـ تجهيز كتابخانه به نرم‌افزارهاي جديد آموزشي و ايجاد بانك نرم‌افزاري.

11ـ لوله‌كشي گاز و خريد انشعاب گاز و گازسوز كردن سوخت مدرسه.

12ـ رفع مشكلات چكه كردن سقف مدرسه و تعمير پشت‌بام مدرسه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:36  توسط غلامحسین ناصح | 

 

نماز، راز آفرینش و معراج اهل ایمان است .  این چشمه جوشان معرفت ، بهترین هدیه ی الهی است که دل و جان آدمی  را آرامش می بخشد و او را از ناپاکی و عصیان باز می دارد.

نماز، یاد یار و سرود سبز دیدار است که جان را آرامش و او را همدوش  عرشیان می کند .

این هدیه ی ناب آسمانی، زمزمه ی دلنشین  پرستش است که در هنگامه ی وصال، شیفتگان  حضرت دوست را به زیات فرا می خواند و روح عطش ناک شان را از شهید شهود  سیراب می سازد . پرواز  در دل فضای قرب حق،  جز با نماز و راز و نیاز ممکن نیست . آنان که حلاوت نیاش و  بندگی را چشیده اند ، معراج خود را در رکوع و سجود و قیام جستجو می کنند .

راز  خرمی   دل ابرار و صفای جان احرار،  در این فریضه ی قدسی نهفته است .

نماز،  زینت  بزم عارفانی است که از بیگانه دست شسته اند و با دوست پیمان پاکی بسته اند. در سایه سار  نماز می توان از کمند شیطان  و عصیان رهید و به رضوان الهی رسید .

نماز، فصل و وصل و بهار  جان مؤمنانی است که به ضیافت  دوست  باز یافتند و از زلال جاری عشق نوشیدند.

رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء ﴿﴾

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:34  توسط غلامحسین ناصح | 

تمام راه معرفت سه گام است :

*      نخست در می یابیم که تنها ما نیستیم « او » هم هست.

*      آنگاه در می یابیم که «ما » نیستیم ، «او» هست .

*      و آخرین گام این که هیچ کس و هیچ چیز نیست، همه اوست.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:41  توسط غلامحسین ناصح | 

در هنگام برخوردهای تربیتی و ارتباط بین فردی با متربیان، تعصب شخصی خود را کنترل کنید و در مباحث متقابل وقار و آرامش خود را حفظ کنید. قطعاً در یک فضای آرام و متعادل و به دور از مقاومت و تعصبات بین فردی، پیام نافذتر و دل نشین تر است .

 

 !بسیاری از امور را گوش در می یابد که هرگز شنیدنی نیستند، صدق گفتار، عواطف کلام، پس در گفتار خود خلوص و صداقت را همراه سازید .

 

 !در اندرزهای تربیتی، سخن دل پذیر را با دل سخن پذیر همراه سازید .

مطمئن باشید که بر دل نشیند و از کام نیفتند.

 

 !در تربیت اصیل، الگوهای عملی موثرتر از آموزش های کتابی است .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 13:40  توسط غلامحسین ناصح |